• نشست‌ها
  • اسناد بالادستی آموزش و پرورش، اسناد تئوریک یا کاربردی

اسناد بالادستی آموزش و پرورش، اسناد تئوریک یا کاربردی؟

این نشست در روز چهراشنبه مورخ 12/9/93 با سخنرانی جناب آقای حسین عبداللهی و با حضور جناب آقای دکتر بهرام محمدیان (معاون محترم وزارت آموزش و پرورش)، جناب آقای دکتر حیدر تورانی (رئیس محترم پژوهشکده مطالعات آموزش و پرورش)، جناب آقای دکتر حسن ملکی و جناب آقای دکتر علیرضا صادقی (اعضای محترم هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی) برگزار گردید.


اهم مطالب مطرح شده در این نشست به شرح ذیل می باشد:

برای اولین بار در تاریخ آموزش و پرورش رسمی کشور سند ملی آموزش و پرروش تدوین و به تصویب رسید. و این نقطه عطفی در تاریخ آموزش و پرورش ایران است.

ارکان سند تحول راهبردی بدین شرح می باشد:

بیانیه ارزشها، بیانیه ماموریت ها، چشم انداز، هدف های کلان، راهبردهای کلان، هدفهای عملیاتی و راهکارها، مدل مفهومی، استلزامات، چالش های نظام تربیت رسمی و عمومی کشور، تعریف مفاهیم و اصطلاحات کلیدی، ویژگی های کمی مدرسه مطلوب در افق چشم انداز.

اسناد بالادستی آموزش و پرورش از دو بعد قابل بررسی هستند:

  1. تحلیل محتوایی اسناد بالادستی آموزش و پرورش (هدف ها، سیاست ها، راهکارها)
  2. سازوکار تبدیل هدف ها و سیاست ها به برنامه های عملیاتی و اجرایی.( تعیین چگونگی بستر سازی، نهادسازی، هماهنگی و تلفیق، اصلاح ساختار)

چه رابطه ای بین آرمانهای تربیتی و هدفهای درسی و رفتاری وجود دارد؟ آیا حلقه های اتصال منطقی بین ارکان یک نظام آموزشی از کلان تا اجرا دیده شده است؟

آیا هدفهای کلان و سیاست ها هم در مرحله تدوین و هم در مقام تعیین میزان تحقق آنها ارزیابی می شوند؟

اگر پاسخ مثبت است نتایج ارزیابی ها تا چه اندازه برای اصلاح و بهبود هدفها و سیاست ها مورد استفاده قرار می گیرند؟

نهاد متولی انجام این ارزیابی در آموزش و پرورش کدام است؟

داده های مورد نیاز برای مطالعه میزان تحقق هدفها و سیاست ها کدامها هستند؟

چه میزان از این داده ها گردآوری می شوند؟

ارزیابی ها دوره ای یا مقطعی هستند یا پیوسته و در طول دوره اجرای برنامه انجام می شوند؟

آیا نظام آماری و اطلاعاتی ما برای برنامه ریزی و آگاهی از نحوه و میزان اجرای هدف ها و سیاست ها کامل است؟

نقص ها و کمبودهای آماری ما کدامها هستند؟

معیارهای نقد برنامه ها:

  1. سازگاری یا ناسازگاری اجزاء و عناصر برنامه با یکدیگر
  2. الزامات مطرح شده در اسناد(برنامه ها) و میزان پایبندی به آنها در اجرا
  3. میزان تحقق پذیری اهداف برنامه (درجه آرزویی بودن یا عملیاتی شدن هدف ها)

در بخش چالش های نظام تربیت رسمی و عمومی 29 ضرورت به عنوان چالش های پیش روی نظام آموزش و پرورش عمومی مطرح شده است. در این رابطه دو نکته قابل ذکر است:

یکی اینکه موارد 29 گانه بطور جامع در بردارنده همه چالش های پیش روی نظام آموزشی نیستند. (برای مثال چالش های مالی، تفوق رشد کمی بر توسعه کیفی، تناسب دانش ها و مهارت ها با نیازهای زندگی و بازار کار)

دوم اینکه متناظر با چالش ها، هدف ها، سیاست ها و راهکارهای موجهه با چالش ها بیان نشده اند.

تعابیر کلی همچون:

  • تحقق مدرسه زندگی (سند برنامه ملی)
  • الگوی پیشرفته بومی
  • توانایی در تولید علم ( در آموزش و پرورش عمومی تولید علم صورت نمی گیرد بلکه اشاعه روحیه و روش علمی مد نظر است).
  • تحقق حیات طیبه
  • فطرت گرایی توحیدی ( رویکرد های برنامه درسی ملی)

در بخش هدفهای کلان بند سوم به «عدالت تربیتی» اشاره شده است. ظاهراً هنوز داستان آموزش یا پرورش و تعلیم یا تربیت ماندگار است و به یک اجماع مفهومی نرسیده ایم. در بخش راهکارها به از هردو واژه تربیت و آموزش استفاده شده است.(ص28)

در سندتحول راهبردی ذیل چشم انداز، ویژگی های مدرسه در افق چشم انداز مطرح شده است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

  • برخوردار از قدرت تصمیم گیری و برنامه ریزی در حوزه های عملیاتی در چارچوب سیاست های ملی، منطقه ای و محلی.
  • دارای چشم انداز اختصاصی مورد توافق ذی نفعان و چارچوب سیاست های مصوب.
  • دارای ظرفیت پذیرش تفاوت های فردی و پاسخ گویی به مصالح، نیازها و علائق متربیان.
  • دارای پیوند موثر با موضوعات و مسائل جامعه در مقیاس محلی، منطقه ای و ملی و حضور فعال در حیات اجتماعی(سند تحول راهبردی،1389 :19-21)

با اندکی تامل متوجه می شویم که ویژگی های فوق الذکر در بستر عدم تمرکز ساختاری نظام آموزشی و اجرای برنامه مدیریت مدرسه محور امکانپذیر است. در صورتی که در شرایط کنونی و حتی در سیاست های کلان، نشانی از این نیست که آموزش و پرورش به سمت عدم تمرکز ساختار یا اجرای مدیریت مدرسه محور گام بردارد.

در سند تحول راهبردی، بخش بیانیه ارزش ها بند 22 آمده است:« مدرسه کانون تربیت رسمی و عمومی و محل کسب فرصت های تربیتی برای دستیابی متربیان به حیات طیبه و موثر ترین عنصر در تحقق ماموریت های نظام تربیت رسمی و عمومی می باشد». در این بند عبارت مدرسه بدون ذکر مسول یا مسولان ذکر شده است در حالی که در بند قبلی یعنی بند 21 مشخصاً از مسولیت معلم صحبت شده است.

قانون اساسی

اصل سوم، بندسوم: آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی. به منظور تحقق اهداف مندرج در اصل دوم قانون اساسی.

اصل پانزدهم: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای دیگر محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زیان فارسی آزاد است.

اصل سی ام: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خود کفائی کشور بطور رایگان گسترش دهد.

جمع بندی و پیشنهاد

  • ایراد اساسی: عدم توجه کافی به سازو کار اجرایی و عملیاتی ساختن اهداف و سیاست های مطرح شده در اسناد بالادستی
  • باید به دنبال سازوکاری باشیم که آثار سیاست های کلان نظام آموزشی در سطوح عملیاتی آن شامل مدرسه و کلاس درس دیده شود.
  • لزوم به کارگیری دیدگاه سیستمی همه ارکان و عناصر نظام آموزشی و در همه سطوح مدیریتی
  • برقراری رابطه ساختاری و محتوایی بین اهداف سند چشم انداز 20 ساله ایران 1404 با اسناد بالادستی آموزش و پرورش
  • ایجاد یک سیستم کارآمد نظارت و ارزشیابی حرفه ای
  • اصلاح و بهبود نظام آماری و نشانگرها در وزارت آموزش و پرورش( مدیریت سیستم های اطلاعاتی)
  • لزوم گذر از برنامه های غیر منعطف پنجساله به برنامه های منعطف و کوتاه مدت

در نهایت ناقدین محترم ناقدین محترم به بیان دیدگاه‌های خود در زمینه موضوع پرداخته و جلسه با پرسش و پاسخ و بیان دیدگاه‌های حضار محترم به پایان رسید.